بسمة تعالی
Ø¢ÙØ±ÙŠÙ† Ùˆ Ø¢ÙØ±ÙŠÙ† ØŒ صد Ø¢ÙØ±ÙŠÙ†
Ø¢ÙØ±ÙŠÙ† Ùˆ Ø¢ÙØ±ÙŠÙ† ØŒ صد Ø¢ÙØ±ÙŠÙ† يار ÙƒÛŒ گردد جدا آن نازنين
او به من دلبسته و وابسته است يار من هرگز نمی‌گردد غمين
يارمن هر Ù„ØØ¸Ù‡ دل را می‌برد اصل هر دلبستگی باشد همين
با نگاهش دست و پا بندد زمن غم ندارم هيچ دروقتی چنين
می‌زند تيرم Ø¨ÙŠÙØªÙ… من ز پا تا نگردم دور از او در رمين
تير مژگانش چنان Ù…ØÙƒÙ… بود در اصابت يار Ù…ÛŒ â€ŒØ§ÙØªØ¯ زمين
دست وپا را كی بوداين منزلت هيچ عضوی‌جز به آن خال جبين
گر ÙØ±ÙˆØ¯ آيد به سينه بشكند سينه جايی نيست در آن واپسين
گربه سرآيد‌‌ زپوست ‌و‌استخوان بشكند چون نيست جنس آهنين
خود بگيرم دل مسير تير او تا به او گويم بيا اين‌جا نشين
باز سازم آن زمان آغوش خود می‌پذيرم تير را دراين ØØµÙŠÙ†
ØØ³Ù†â€ŒØ§Ùˆ Ø§Ø²â€ŒØØµÙ† ما بالاتر است رهسپارم سوی او قصدی جنين
جان من بر جان او ناقابل است هر چه گويد آن پذيرم يا كه اين
عاقبت تيرش به من بر‌دل رسيد آن چه را خود‌ خواستم ‌آمد كمين
ØØªÙ… تيرش با دلم هم ساز‌بود ساختند Ùˆ سوختند آن دو يقين
سابعا ديدی تو در اين ماجرا تير Ùˆ دل را در ØµÙØ§ÛŒÛŒ اين چنين
تيرمژگان‌از‌دل‌است‌‌و بردل است ليلی ومجنون‌را‌ ديدی به‌عشق‌آتشين؟
روز شنبه مورّخة1393/6/22 عبّاس توكّلی(سابع) تهران
Ø¢ÙØ±ÙŠÙ† Ùˆ Ø¢ÙØ±ÙŠÙ† ØŒ صد Ø¢ÙØ±ÙŠÙ†
- kalaavangaa
- پست: 245
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® ÙØªØÙ†Ø§ÙŠÙŠ(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطÙÙˆÛŒ Ù¾ 8
- تشکر شده: 9 دفعه