مصاحبت سوزن و نخ

ارسال پست
نمایه کاربر
kalaavangaa
پست: 245
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® فتحنايي(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطفوی Ù¾ 8
تشکر شده: 9 دفعه

مصاحبت سوزن و نخ

پست توسط kalaavangaa »

بسمه تعالی

مصاحبت سوزن و نخ


به خود گفت روزی سر سوزنی چه سخت است كارم ندارم كسی

روم من به هر راه و هر نارهی به دشوار‌من،‌ره گشايم برای نخی

فرو رفتنم بين هر تار و پود لزوماً به هر پارچه‌، راحت نبود

به‌زحمت به راهی‌كه هرگز نبود كنم جست و جو تا روم زود زود

كنم طی‌رهی‌را به هر‌پيچ وخم به بايد گذر شد از آن راه خم

نه يك ‌بار و ده بار در روز كم به بيش از هزاران سفر ای صنم

فقط نيست پارچه به انواع پوست گزينش شوم تا روم راه دوست

فشار‌چنان‌بر‌تن وگوشت و پوست بيايدبه ناگه بسوزدهرآنچه‌دراوست

شوم گرم و از آن كمر خم شوم به آنی خود آيم به آن لحظه محكم شوم

شدم آبديده به ايّام ز سركم شوم چنان تيز گردم خطر دم شوم

به پشت و كمر‌صاف و صيقل شوم چنان‌چابك‌و‌گرم،گرمای‌منقل‌شوم

مرا آمده ياد به دنبالم در زير و رو كه سوراخ دارم، شوم سوزن آرزو

نخی هم به دوختن در آن ره فرو به دنبالم آيد در پس جست و جو

كجا می‌روم نقشه راه چيست كژی كاستی را در آن راه چيست

فضولی زنخ بر من هيچگاه نيست ندارد سرك، دانم اين راه نيست

تو ای نازنين نخ، به همراه من هميشه به راهی به درگاه من

تو تنها رفيق من، از هر رهی به هر جا روم، پشت من در رهی

ترا ياد آيد به نيمه شبی ؟ نشستيم با هم به رنج و تبی

بگفتم بگفتی، شده لب به لب كه من پيش باشم تو بستی به لب

قبولت در افتاد و در پشت من بيايی به همراهم، ای كشت من

بدوزيم از كيف و كفش و كلاه لباس و هر آنچه در آيد به راه

به سختی روم پيش از پس بيا به يك ‌لحظه هم شك نكن،آی راه

قوی باش و محكم، نخ با وفا سپاس از تو باشد به پيش و قفا

به‌خدمت درآييم‌هر‌شهر‌و‌كوی همه جای باشيم به هر رنگ و بوی

به هر خانه خانه سری می‌زنيم به‌دنبال‌هم می‌رويم و گپی می‌زنيم

فشار زيادی به هر دو رسد تعهّد بود، خدا هر چه خواهد رسد

من و تو هميشه، عامل وحدتيم به روز و به شب‌به انواع در خدمتيم

تو‌سابع‌به‌آن‌سوزن‌و‌نخ توكّل نما به مهدی و بر دودمانش توسّل نما


روز دوشنبه مورّخه 15/2/1393 عبّاس توكّلی(سابع) تهران
ارسال پست