من ودل

ارسال پست
نمایه کاربر
kalaavangaa
پست: 245
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® فتحنايي(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطفوی Ù¾ 8
تشکر شده: 9 دفعه

من ودل

پست توسط kalaavangaa »

بسمة تعالی
من ودل

ای دل زارم نزارم می‌ كنی هر چه می‌خواهی تو بارم می‌كنی

ذرّه را از معرفت بی ‌بهره‌ای چون‌نه‌ای‌با‌معرفت‌بيهوده‌‌خوارم‌می‌كنی

من به هر جا می‌روم تو با منی من چرا با تو نباشم، بر‌كنارم می‌كنی

هر چه خواهی يا نخواهی تو زمن بی ‌تفاوت ‌می‌شوی و نا بكارم می‌كنی

من‌ترابا خود‌برم با‌عزّت‌و‌با احترام همرهم هستی به ظاهر‌بیقرارم‌ می‌كنی

چشم تو‌اندر‌پی‌هر‌چيز‌ر‌نگا‌رنگ‌هست پی برم برخواهشت، بی ‌اعتبارم می‌كنی

گوش تو هم در پی هرنغمه ‌ای است بيخودازخود‌گشتی و‌رسوای‌كارم می‌كنی

دست تو در دست هر بيگانه‌ای‌است شرم نبود برتو و، بالای دارم می‌كنی

هر طرف پا‌ می نهی، ای بی حريم عاقبت بيچاره‌ای و، سر بدارم می‌كنی

پا نهی بر خرمن عزّ و شرف آتشی بر دل زنی ‌وسنگ، بارم می كنی

چون ترا بر فكر و جان ربطی نبود كرده‌ای فتنه به جان وسنگسارم می كنی

عقرب‌جرّاره‌ای‌و‌هرطرف داری‌تو‌نيش سرنگونم من زتو،‌چون‌سنگبارم می كنی

من ندانم كی ز كف گشتی رها كی‌به كف‌آرم ترا، اينگونه زارم‌می‌كنی

ذات حق چون هردلی را حجّت است ای‌ دل من‌تو‌چرا، چشم انتظارم می‌كنی

همره من‌شو‌توای‌دل، منتظرباشم به تو سابع چشم انتظارم، غمگسارم می‌كنی

گر ز دست تو كنم شكوه به حق خود بسوزی و‌هميشه‌(غم دچارم) می كنی


روز سه شنبه مورّخة 1393/7/1 عبّاس توكّلی ( سابع ) تهران
ارسال پست