بسمة تعالی
دوشعر در باره مقایسه اØÙˆØ§Ù„ات خر Ú©Ù‡ همواره مورد توهین وناسزا بوده واورا نادان وابله ونÙهم وبارکش ÙØ±Ø¶ نموده ایم با انسانی Ú©Ù‡ خودرا عقل Ú©Ù„ میداند البته انها Ú©Ù‡ خودشان را خیلی مهم میدانند بهشون زیاد برنخوره بالاخره این ادعای خره ادعای من وشما Ú©Ù‡ نیست خواندنش خوب است واگر كلاه مان را قاضی قرار دهیم Ù…ÛŒ بینیم بی راه هم Ù†Ú¯ÙØªÙ‡ است !
گلا یه خر
خری د یدم نشسته زار و گریان ز ظلم آدم و از جور پالان
Ø¨Ú¯ÙØªÙ… ای خرک اخبار چون است چرا اØÙˆØ§Ù„ تو بیمار گون است
Ø¨Ú¯ÙØª از دست انسان خوار گشتم به زیر بار او بیمار گشتم
همیشه ‌ بار بردم بهر انسان به تابستان و سرمای زمستان
گهی مشت و لگد بر پیکرم زد گهی هم چوبد ستی بر سرم زد
دلم پر درد از زخم زبانش ز دست ‌ ضربه‌ های بی امانش
چرا بر من چنین جو رو Ø¬ÙØ§Ú©Ø±Ø¯ چرا ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ من را بد نما کرد
نباشد کرده ام بد تر ز آدم یقین بهتر بود از کرّه آدم
تو دانی شب جوانهاتان کجایند توی Ùکاباره ها Ùˆ کاÙÙ‡ ها یند
توی کاباره ها واÙور Ùˆ بنگ است برای ما خران اینکار ننگ است
درون کاÙÙ‡ ها سیگار Ùˆ قلیان نشسته پای قلیان کرّه انسان
نخورده کرّة من دود قلیان برای عیش Ùˆ نوش Ø±ÙØªÙ‡ بیابان
کجا دیدی خری معتاد باشد زدرد بی Ù…ÙˆØ§Ø¯ÛŒâ€ŒØ¯Ø±Ø³Ø±Ø´â€ŒÙØ±ÙŠØ§Ø¯â€Œ باشد
شما گویید ما با علم و دینیم یکی در دانهً روی زمینیم
همین علم شما بر باد تان داد ترور و بمپ گذاری یاد تان داد
کجا د یدی خری را Ø§Ù†ØªØØ§Ø±ÛŒ به امید بهشت Ùˆ ØÙˆØ¶ Ùˆ ØÙˆØ±ÛŒ
گروگان‌کی Ú¯Ø±ÙØªÙ… من خری را ببرّیدم سر کرّه خری را
بهشت ما همین گلزار باشد هميشه از شما آزار باشد
دگر گویید ما صنعتگرانیم به روی این زمین ما بهترانیم
همین صنعت بلای جانتان شد بلای این تن بیمارتان شد
همه تن‌پرور Ùˆ بی ØØ§Ù„ هستید دیابت داشته Ùˆ بیما ر هستید
کجا د یدی خری بیمار گردد ز درد کلیه هاش بی ØØ§Ù„ گردد
ازاین‌صنعت‌بجز‌غار‌تگری‌چیست به‌روی‌این زمین‌ویرانگر‌ی چیست
به دریا Ùˆ به ØµØØ±Ø§ Ùˆ بیا بان ز هر موجود زنده تا گیاهان
ز‌آب‌ و‌ خاک تاآن سنگ معدن ز Ù†ÙØª Ùˆ گاز Ùˆ آن طلا Ùˆ آهن
همه‌را یک به یک‌تاراج‌ کردید همه خاک زمین بر باد کردید
كنون هم Ø±ÙØªÙ‡ اید تو آسمانها شد ید غارتگران کهکشان ها
کجا د یدی‌خری غارتگری کرد به ظلم وجور به خرها سروری کرد
به‌یک‌مشت‌از‌جويی‌من‌سیر‌گردم به هر آبشخوری ‌ پاگیر گردم
همه‌کارخانه‌هاتان گاز سازاست هواپيماهايتان‌از‌صداها ‌جان‌گداز است
زمین گرم از گل گلخانه ای شد ز گرما این زمین ویرانه ای شد
کجا گاز خران گلخانه ای هست صدایش هم صدای ناله ای هست
همی گویید ما با علم و داد یم به سازمان ملل ما داد داديم
بر‌این‌سازما‌نتان ‌من‌خنده‌دارم گهی هم با تأمّل گریه دارم
عراق‌درآتش‌وخون‌گشته‌ویران ز آن بد تر شده دارÙور سودان
ندیدم من زانسان‌عدل و دادی همین زندانتان باشد گواهی
کجا دیدی خری بردار گرد د و یا در کنج زندان خوار گرد د
شما گویید ما گردن Ú©Ù„ÙØªÛŒÙ… به د نبال جو و، يونجه کاه Ù…ÙØªÛŒÙ…
Ø§Ú¯Ø±Ú¯Ø±Ø¯Ù†â€ŒÚ©Ù„ÙØªÛŒÙ… بارمان‌چیست ØŸ ز ظلم آدم این اØÙˆØ§ لمان چیست
لگد گر می زنيم از زور بار است ز ترس آدم و از گرگ هار است
خوراک ما خران کاه باشد و جو خوراک آدمی هم، آشی است با جو
چرا‌طعنه به ما که‌جو‌خور‌هستید شما هم غالباً آبجو خور هستید
پس‌از این داد خواهم، من ز آدم نخواهم بار برد از بهر آدم
اگر من بار بردم بهر آدم بدان من خر ترم از کرّه آدم
با تشكّر از آقای نصيری روز دوشنبه مورّخة1393/6/31
عبّاس توكّلی( سابع ) تهران
گلا یه خر
- kalaavangaa
- پست: 245
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® ÙØªØÙ†Ø§ÙŠÙŠ(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطÙÙˆÛŒ Ù¾ 8
- تشکر شده: 9 دفعه