بسمة تعالی
ضرب‌المثل‌های مازندرانی به لهجه اوز رود بالای نور.(83 مورد)
1- آدم ÙØ¯Ù„ خش وو، وه خنه کله پش وو
آدم دلش خوش Ø¨Ø§Ø´Ø¯ØŒØØªÙ‘ÛŒ اگر زندگی اش تو آشپز خانه باشد .
2- آدم بی مارو خواخر بتنّه دوو، ولی بدون بی همسایه نتنه دوو
آدم بدون مادر و خواهر می تواند زندگی کند، اما بدون داشتن همسایه خوب، زندگی ممكن نيست
3- آدم خارÙÙ‡ شه Ù…ØÙ„Ù‡ سر، شال واشه، تا مردم Ù…ØÙ„Ø© سر شیر
آدمی در Ù…ØÙ„Ø© خودش شغال باشد بهتر است تا در Ù…ØÙ„Ø© دیگران شیر باشد.
این مثل ناظر بر ØÙ…ایت Ùˆ پشتیبانی بستگان Ùˆ دوستان است Ú©Ù‡ دل را قوت Ùˆ توانایی می‌بخشد.
4- آسمون ونه لا هسّه زمین ونه زیر انداز
آسمون برایش Ù„ØØ§Ù است Ùˆ زمین برایش زیر انداز (آدم بسيار ندار)
5- آدم عجول یا چاه Ú©Ùنه یا چلّو
انسانی Ú©Ù‡ در کارهایش Ø±ÙØªØ§Ø± عجولانه داشته باشد به مقصد نمی رسد .
6- اسب هادائه خر هايته، خوشالی هم پر هايته!
اسب دادی Ùˆ به جایش خری Ú¯Ø±ÙØªÛŒ Ùˆ از Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ÛŒ هم پرواز كردی
کسی Ú©Ù‡ چیز با ارزشی را بدهد Ùˆ در ازایش چیز بی ارزشی را بگیرد Ùˆ Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ هم باشد!
7- انّه ماهر بخارده، تا اÙÛŒ بويّه
آنقدر مار خورد تا Ø§ÙØ¹ÛŒ شد
شخصی Ú©Ù‡ به واسطه انجام کار خلا٠زیاد به صورت یک خلا٠کار ØØ±ÙÙ‡ ای در آمده باشد.
8- آخر ماسّه بشنّیه .
آخر ماست را ریخت .
آخر سر هم نتوانست کارش را تمام کند.
9- اتّا درزن شه خوده بزن، اتّا گالنج اتّی ره
یک سوزن به خود بزن یک جوال دوز به دیگری.
10- به اسبه پیغم ، اسب٠جو نخارنه.
با پیام ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ù† برای اسب اسب جو نمی خورد.
11- اتّا پیله کا ماس، چنّه رو غن دارنه ؟
یک کاسه ماست چقدر روغن دارد ؟
12- آش ره که جا دکرده ، همه وره انگيس زنّنه.
آش آماده اگر در ظرÙÛŒ ریخته شود، همه به آن انگشت Ù…ÛŒ زنند
اگر دختری خود را بزک کند همه چشمها را به دنبال خود دارد .
13- امساله میچکا خواينه میچکای پارساله ره جیک جیک ياد هاده .
بچه گنجشک امساله می خواهد به گنجشک پارسال آواز یاد بدهد .
14- او به امام ندنه، تش به یزید
آب به امام نمي دهد و آتش به یزید .
15- او که از سر بگذشته، چه یک وجه چه صد وجه.
آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب.
16- اتّا Ø´ÙØªØŒ اتّا Ù…ØÙ„ ره وَسّه
یک دیوانه برای ( بهم ریختن) یک Ù…ØÙ„ کاÙÛŒ است .
17- Ø¢ÙØªØ§Ø¨ Ùˆ وارش شال٠عروسیه .
Ø¢ÙØªØ§Ø¨ Ùˆ باران باهم، عروسی شغال است.
کنایه از Ø±ÙˆØ¨Ù‡â€ŒØµÙØªÛŒ Ùˆ ÙØ±ØµØªâ€ŒØ·Ù„بی است.
18- اگر وگ بخونّه، گننه وارش اينه .
اگر قورباغه بخواند می‌گویند باران می‌آید.
19- اتی Ú©Ù‡ ته سه دکته، شال٠سه Ù†Ú©ÙØªÙ‡.
این‌طور Ú©Ù‡ برای تو Ø§ÙØªØ§Ø¯( شانس آوردی) برای شغال Ù†ÛŒÙØªØ§Ø¯.
20- اما اتّا بامشی خايمه، که گَل بييره.
ما گربه‌ای می‌خواهیم که موش بگیرد یعنی نیازمند نیرویی مؤثر و کارآمد هستیم.
21- عش ر٠ه ورْ٠روز کشننه .
خرس را روز برÙÛŒ می‌کشند، شکار می‌کنند.
انجام هرکاری تابع زمان و مکان است.
22- اگر اینکار بوويه، من تسه، زينّه ورگ، اورمه.
اگر این کار انجام بشود، برای تو گرگ زنده می‌آورم.
این مثل در امور Ù…ØØ§Ù„ Ùˆ غیرممکن Ú¯ÙØªÙ‡â€ŒÙ…ÛŒ شود.
23- عش٠ره بوتنه ØªÙØ±Ù‡ خايننه چپّون هاکنن، برمه کرده گته نکنه درو بواشه .
خرس را Ú¯ÙØªÙ†Ø¯: تو را می‌خواهند چوپان کنند گریه می‌کرد Ùˆ Ù…ÛŒ Ú¯ÙØª نکند دروغ
باشد.( خبری دور از انتظار شنیدن ).
24- بپته خربزه، شال نصیب وونه .
خربزه رسیده نصیب شغال می شود .
معمولاًچیزخوب، نصیب کسی می شود که لیاقتش را ندارد.
25- بوتنه Ú©Ù‡: خی ÙˆÚ†Ù‡ زينه یا مرغنه کنّه؟ بوته: از این ØØ±Ø§Ù…ÛŒ هرچی بویی، بر اينه.
Ú¯ÙØªÙ†Ø¯: خوک بچه Ù…ÛŒ زاید یا تخم Ù…ÛŒ گذارد؟ Ú¯ÙØª : از این ØØ±Ø§Ù…ÛŒ هر Ú†Ù‡ بگویی بر
Ù…ÛŒ آید. (درباره کید Ùˆ مکر Ùˆ شیادی برخی Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ بی مروّت Ú©Ù‡ از هیچ کار خلاÙÛŒ
رویگردان نیستند).
26- بینج وره، مرز هم او خارنه.
کنار بوته برنج، عل٠هم آب میخورد .
کسی که با نزديك كردن خود به بزرگی، برای خودش شهرتی به هم بزند.
27- بنه بخارده آدم، دار ره از ريشه كنّه.
آدم زمین خورده درخت را از ریشه می‌کَنَد .
28- بامشی ره گتنه ته زور دوائه، ونه سر خاک شنّیه .
به گربه Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ Ú©Ù‡ مدÙوع تو دوا است، گربه روی مدÙوع خود را با خاک پوشانید .
اگر از آدم بد طينت چیزی را بخواهی، هرچند در توان او هم كه باشد از تو دریغ می
کند .
29- باجا باجا ره بد اينه، زن Ù¾ÙØ± هر دو تا ره .
با جناق از با جناق بدش می آید، پدر زن از هردو .
30- برمه کنّه، نون ندينه .
گریه میکند ولی نان نمی دهد.
کسی Ú©Ù‡ برای Ø§ÙØ±Ø§ د Ùقیر دلسوزی Ù…ÛŒ کند ولی ØØ§Ø¶Ø± به Ú©Ù…Ú© به آنها نیست.
31- براری Ú©Ù‡ Ùقیر هسّه، وه Ù‡ÙØª پشت غريبه هسّه.
برادری كه Ùقیر باشد، مانند Ù‡ÙØª پشت غريبه هست .
32- بز، بزه ايشنه، پَلَم خوارنه
بز ،بز دیگری را نگاه می‌كند و به تبعیت از او گیاهی را می خورد که ضرر دارد.
کنایه از تقلید کردن از دیگری است.
33- بابل نرسّی شلوار ره در نیار .
به بابل نرسیده شلوارت را بیرون نیاور!
34- بورده زير ابرو ره بييره، بزوئه چشه کور هاکرده .
Ø±ÙØª زیر ابرو را درست کند، زد چشمش را هم کور کرد .
کسی که می خواهد نقصی را بر طر٠کند، اما بیشتر خرابی به بار بياورد.
35- بهار وقت پاييز ماه ره یاد بیار / زمین به دوشی و کنار کنا ر یاد بیار.
کنایه از آدم ولخرجی Ú©Ù‡ توی خوشی هاش ( ÙØµÙ„ بهار ) به یاد وقت سختی هاش
( ÙØµÙ„ پاییز Ùˆ کار بر روی زمین کشاورزی ) نیست .
36- پش دکته، پشت سر ره هم هارش .
جلو Ú©Ù‡ Ø§ÙØªØ§Ø¯ÛŒØŒ پشت سر خوت را هم نگاه كن.
اگر به مال Ùˆ مقامی رسیدی به Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ زیر دست خود نیز گوشه چشمی داشته باش .
37- پلا اØÙ…Ø¯ÙØ´Ù‡ØŒ ÙØ§ØªØ ممّده !
پلوی مال اØÙ…د است، ولی ÙØ§ØªØÙ‡ برای Ù…ØÙ…ّد!
از کسی که به تو نیکی کرد تشکر نمی کنی، از كس دیگری تشکر می کنی .
38- پلنگ Ùˆ بامشی، دایی Ùˆ Ø®ÙØ±Ø²Ø§Ù†Ù‡ .
پلنگ و گربه، دایی و خواهر زاده اند.
این مثل را در مورد Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ÛŒ Ú©Ù‡ از یک قماشند به کار Ù…ÛŒ برند. (سگ زرد برادر شغال است).
39- پسته بی مغز، دهن واز هاکنه رسوا وونه .
هنگامی Ú©Ù‡ پسته بی مغز ÙØ¯Ù‡Ø§Ù† بسته، دهان باز كند رسوا Ù…ÛŒ شود .
کسی که نسنجیده سخنی بگوید خود را رسوا می كند.
40- پشیل، کد خدا بويئه
پشیل (آبدزدک شالیزار) کدخدا شد .
ÙØ±Ø¯ بی تجربه Ùˆ بی لیاقتی به پست مهمی رسید.
41- پز عالی جی٠خالی .
Ø§ÙØ§Ø¯Ù‡ زیاد با جیب خالی.
کسی Ú©Ù‡ آه در بساط نداشته باشد ولی اهل تکبر Ùˆ Ø§ÙØ§Ø¯Ù‡ باشد .
42- پتک Ù¾ÙØªÚ© زنّه، راه شونه .
با ناز و کرشمه راه می رود .
43- پنج شنبه نون و خرما ديرگا ديمه، تا وه ثواب به امه مرده برسه
پنجشنبه نان و خرما خيرات می كنم تا ثوابش به مرده ما برسد.
44- پیر گوی اشکم هسّه.
کنایه از کسی که همه چیز را میداند وبا تجربه است.
45- ته تش مره گرم نکرده هيچ! ته دی من ره کور هاکرده !
آتش تومن را گرم نکرد که هیچ ! دودش چشمم را کور کرد!
کسی که بخواهد کمکی بکند اما ضرر زیادی برساند .
46- تو بويی گل دسّه هسّه، همه گننه هسّه !
تو که بگویی گل دسته هست، همه می گویند درست است .
47- تیم جار٠٠خس، همه شو پادشاه ره خو وينّه.
کسی که کنار خزانه برنج می خوابد، هرشب خواب پادشاه شدن خود را می بیند.
ÙØ±Ø¯ÛŒ Ú©Ù‡ با داشتن مال اندکی آرزوهای بزرگی را در سر بپروراند.
48- تا ته دار دارنه وليک، ته سلام دارنه عليک.
تا هنگامی که درخت تو میوه دارد به سلام تو جواب می دهند .
تا موقعی Ú©Ù‡ ØµØ§ØØ¨ ثروت هستی به تو Ø§ØØªØ±Ø§Ù… Ù…ÛŒ گزارند .
49- تو که روغن ناشته چير بادمجون دکاشته؟
تو که روغن نداشتی چرا بادمجان (که روغن زیادی برای سرخ شدن میخواهد)
کاشتی؟
50- تشه سر تش بيشته !
روی آتیش آتیش گذاشت !
هنگامی Ú©Ù‡ دو خبر بد را پشت سر هم به یک Ù†ÙØ± بدهند .
51- ترش انار، شیره نوونه.
انار ترش شیره نمی شود .
كسی Ú©Ù‡ به زور Ùˆ ØÛŒÙ„Ù‡ بخواهد خودش را در دل مردم جای دهد.
52- تشی شه وچه پشت دست کشنه، گنه چنّه نرمه!
جوجه تیغی ، پشت بچه اش دست میکشد میگويد چقدر نرم است!
53- تشی Ú©ÙÙ„ÛŒ سر، باغ بیتی؟
بالای لانه جوجه تیغی باغ ساختی؟
اگر کسی در همسایگی ÙØ±Ø¯ÛŒ بدی خانه ای تهیه کند یا با چنان آدمی وصلت کند یا
شریک شود دیگران در نکوهش از عملش این مثل را می زنند که تو کنار لانه جوجه
تیغی Ú©Ù‡ دشمن صیÙی‌جات است باغ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ ای؟
54- چایی دله دار دره، مهمان قد بلند اينه.
داخل چایی ساقه اش آمده رو، مهمان قد بلند می‌آید.
55- خرچنگ ر بوتنه ، ورا وری چه راه شونه؟ بوته مه نجیبیه !
به خرچنگ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ چرا کج کج راه Ù…ÛŒ روی ØŸ Ú¯ÙØª بخاطر نجابت منه !
56- خوی بد بدی صدقه ها ده، تا بدی اون خو بر طر٠بواشه .
خواب بد دیدی صدقه بده تا بدی آن خواب بر طر٠شود.
57- خی ره بو تنه ته خنه خراب ببو يّه، خی بوته این دار٠بن نوه اون دار٠بن !
به خوك Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ خانه‌ات خراب شد، Ú¯ÙØª زير اين درخت نشد زير آن درخت!
كنايه از مهم نبودن خبر يا يك مسئله. (سبک‌پا بودن ).
58- خی بخاره پاره وونه!
خوک بخورد پاره می‌شود(مشكل بودن) .
59- سگ بخاره، پیشواز گرگ شونه.
اگر سگ بخورد آن‌قدر درد آوراست كه برای خلاصی خودبه استقبال گرگ می رود.
60- خرس دست به ØÙ„ÛŒ جه نرسنه، گنه ترشه .
دست خرس به آلوچه نمی رسد،می گوید ترش است.
کاری را نمی تواند انجام بدهد،بهانه تراشی می کند.
61- در ره زَÙÙنه ØŒ دیوار گوش هاکنه
به در می‌زنی تا دیوار بشنوه .
62- دله گزنا ، دیا امزنا .
از درون مانند گزنه خشن Ùˆ از بیرون همچون گشنیز لطیÙ.کنایه از ظاهر Ùˆ باطن Ø§ÙØ±Ø§Ø¯.
63- دست که نمک ناره، بيل ساتوره بن.
دستی که نمک ندارد باید آنرا زیر ساتور گذاشت.
64- سالی که نکو از بهارش پیدا، شامی که کدو از نهارش پیدا.
سالی كه خوب باشد از بهارش مشخّص است، و شامی هم كه كدو باشد ، ناهارش
هم معلوم است.
65- سگ سر او نشن، ته دست گند مک زنّه.
روی سگ آب نریز دستت زگيل در می‌آورد .
66- خنه‌ای که تلا دنیه ، ماره کرگ سالاره .
توی خونه ای که خروس نباشه، مرغ سالاره .
67- شال شکار شونه، شیر تÙÙ†Ú¯ همراه دار.
شکار شغال میری اسلØÙ‡ شیر با خودت ببر.
امادگی برای شرایط پیش بینی نشده .
68- شاه شاخ دار بخايسه، لیسک هم راه دکته .
شاه خواستار ØÛŒÙˆØ§Ù† شاخ دار شد، ØÙ„زون هم به عنوان شاخ دار به راه Ø§ÙØªØ§Ø¯.
69- شاه که سیره، خاينه چکنه، زیردستون وشنائی بمیرن.
شاه که سیر باشد، چكار دارد که زیردستها گرسنه‌اند.
70- شو بی وقتی نينه جارو بزوئن، ÙØ±Ø´ØªÙ‡ Ùˆ ملائکه ره از شه خنه ديرگا كنّه .
شب بی موقع نباید جارو بزنی،‌چون ÙØ±Ø´ØªÙ‡ Ùˆ ملائکه را از خانه خودت بیرون می‌‌کنی.
71- شو سیو، گو سیو .
شب سیاه و گاو سیاه.
همانطور که گاو٠سیاه در شب٠تاریک ديده نمی‌شود، دزدی در دل٠شب سياه هم از
دید بسیاری مخÙÛŒ می‌ماند بنابراین بايد در ØÙظ ابرو Ùˆ مال بيش از ØØ¯ دقّت كرد.
اگر کسی بخواهد در شب با لباس ساده یا Ú©ÙØ´ ساده بیرون برود این مثل را
می‌زنند یعنی کسی متوجه عیب‌های لباس نمی‌شود.
72- شال٠بوتنه ته شاهد کیه، بوته: مه دÙÙ… !
به شغال Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ شاهد تو کیست؟ Ú¯ÙØª دمم !
هرگاه درباره موضوعی از شخصی شاهد Ùˆ گواه بطلبند Ùˆ او یکی از نزدیکان Ùˆ ØØ§Ù…یان
خود را معرÙÛŒ کند، این مثل آورده Ù…ÛŒ شود.
73- عروس رقص بلد نیه گنه بنه تپه چاله دارنه .
عروس رقص بلد نیست میگوید زمین پستی و بلندی دارد (هموار نیست) .
زمانی بکار می‌رود Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¯ مصر بهانه‌های بی‌موردی می‌آورد.
74- کرک هرچی پر پیشو هاکنه خاک ره شه سر شنّه.
مرغ هرچقدر بال بال بزنه، خاک‌بيشتری روی سر‌خودش می ريزد.(کنایه از کار بیهود
کردن است).
75- کمل٠دکرده ببره.
ببر پوشالی است یعنی پوست ببر است که در آن کاه ریخته‌اند.
این کنایه را در مورد Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ÛŒ Ú©Ù‡ به ظاهر نیرومند Ùˆ شجاعند ولی در باطن ترسو
هستند، به کار می‌برند. (برابر است با: پهلوان پنبه) .
76- کاره ورزا کنه، بامیشی کته خسّه هسّه.
کار را گاو نر انجام می دهد،بچه گربه خسته است.
77- گرم تنیر سره دپوشان ØŒ ته وسّه ØØ§Ø¯Ø«Ù‡ پیش اينه.
سر تنور گرم را بپوشانی برای تو ØØ§Ø¯Ø«Ù‡ پیش می‌آید.
78- گسن هرچی لاغر واشه، شه میّه سر خسنه .
گوسÙند هرچقدر هم Ú©Ù‡ لاغر باشد، روی پشم خودش می‌خوابد.
این مثل را در مورد Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ÛŒ Ù…ÛŒ زنند Ú©Ù‡ باÙقرشان می‌سازند Ùˆ دست نیاز پیش دیگران
دراز نمی‌کنند.
79- مهمون ، اول شو طلا ، دوم شو نقره ، سوم شو مرس ، چهارم شو خرس
مهمان در اول شب مانند طلا عزیز است ØŒ در شب دوم مانند نقره گرامی ØŒ در شب سوم مانند مس Ú©Ù… بها Ùˆ در شب چهارم مانند خرس پر زØÙ…ت است.
80- ماهی Ø¯ÙØ±ÛŒØ§ÛŒ دله، Ø¬ÙØªÛŒ Ú†Ù†Ùّه؟
ماهی داخل دریا Ø¬ÙØªÛŒ چند است؟( در توصی٠برخی معاملات می‌آید).
اگر کسی بخواهد جنسی را ندیده بخرد یا به کسی Ø¨ÙØ± وشد، Ø·Ø±ÙØŒ این مثل را به کار می‌برد Ú©Ù‡: چگونه می‌شود ماهی صید نشده را قیمت گذاشت؟
81- نمک ره نشن بنه سر، به خاطر این Ú©Ù‡ آب چشم ØØ¶Ø±Øª زهرا هسّه .
نمک را زمین نریز به خاطر این Ú©Ù‡ آب چشم ØØ¶Ø±Øª زهرا است .
82- وَشنا ره خورش ننينه، خوره بالش نينه.
آدم گرسنه اهمیتی به خورشت غذا نمی‌دهد آدم خواب آلو بهانه بالشت نمی گیرد.
این ضرب المثل زمانی بکار میرود Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¯ÛŒ برای انجام یک عمل بهانه‌های بی‌مورد
می‌آورد.
83- وشنا کرک شو دون خو وینه .
مرغ گرسنه، شب خواب برنج را می بیند.
روز سه شنبه مورّخه 27/3/1393 عبّاس توكّلی(سابع) تهران)
ضرب‌المثل‌های مازندرانی به لهجه اوز رود بالای نور.(83 مورد)
- kalaavangaa
- پست: 245
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® ÙØªØÙ†Ø§ÙŠÙŠ(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطÙÙˆÛŒ Ù¾ 8
- تشکر شده: 9 دفعه